خبر ...خبر....یه نی نی جدید داره میاد .
دیروز بعد از ظهر دایی زنگ زد و گفت من عمه شدم
.توی خیابون بودن و از آزمایشگاه میاومدن جفتشون خیلی خوشحال بودن آخه زندایی چند وقتی بود که تو فکر نی نی بود .آخر شبم یه سر اومدن اینجا شیرینی آوردن و منم چند تا مجله نی نی مثبت با کتاب درباره بارداری داشتم دادم به زندایی تا بخونه .ولی تو تا اینکه دیدیشون نمیدونم چرا غریبی کردی گریه کردی . امیدوارم یه نی نی صحیح و سالم به دنیا بیاره و دوستای خوبی برای هم بشید .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خبر ...خبر....یه نی نی جدید داره میاد .
